تبليغاتX
ღ❤ღ DOO RAHI ღ❤ღ

ღ❤ღ DOO RAHI ღ❤ღ

حرف دل یک دختر دلتنگ و..

دلتنگییی......




چقدر دورتر از احساسم ایستاده ای

آنجا که تو ایستاده ای

صدای مرا هم نمی شنوی

.

.

 چه برسد به دلتنگی..  .

+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم اردیبهشت 1391ساعت 18:26  توسط ღ✮دخترک دلتنگღ✮  | 

~~~~ کاش خدا کاری بکند ~~~~




برای تو ...

برای چشمهایت !

برای من ...

برای دردهایم !

برای ما ...

برای این همه تنهایی ...

ای کاش خــــــــــــدا کاری بکند !!

+ نوشته شده در  شنبه نهم اردیبهشت 1391ساعت 19:0  توسط ღ✮دخترک دلتنگღ✮  | 

ஜ♥ دیدار تو ஜ♥

آرزوی دیدار


من در آستان چشمان تو

دلم را و تمام دلم را باختم

بی آنکه تو بدانی وچه حقیرانه و مبهوت

به چشمانت خیره شدم شاید راز نگاه گنگم

را بفهمی اما افسوس...

حالا که گاه گاهی فرسنگ ها از من دور می شوی

چه ملتمسانه

دیدارت را آرزو می کنم

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم فروردین 1391ساعت 14:16  توسط ღ✮دخترک دلتنگღ✮  | 

حال عجیبی ست.........









سر به هوا نیستــــم


امــــا



همیشـــــه چشــــم به آسمان دارم



حال عجیبـــی ست



دیدن ِ همان آسمان که

 

شاید "تو"


دقایقی پیش



به آن نگاه کـــرده ای...!!!


+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم اسفند 1390ساعت 19:18  توسط ღ✮دخترک دلتنگღ✮  | 

ای کاش...............

 

ای کاش زبان نگاهم را می دانستی

و با این همه سکوت


مرا به خاموشی متهم نمی کردی


کاش می دانستی من همیشه


سخن ها دارم برای گفتن


غزل ها دارم برای از تو سرودن و


با زبان چشمانم با تو سخن می گویم


چشمانی که از ندیدنت


سیل ها دارند برای جاری ساختن...!


عشق ها دارند برای از تو فریاد کردن


کاش می دانستی که من تو را


دوست دارم



+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم اسفند 1390ساعت 21:38  توسط ღ✮دخترک دلتنگღ✮  | 

"امروز روز دیگریست"



امروز روز دیگریست...


یه روز از همان روزهای بی تو...

در به در این کوچه و آن کوچه...

می دانم که انتهای یکی از همین کوچه ها منتظری!

ولی در کوچه هایی که پی تو می گردم همه بن بست است...

دلم آشوب و ضربان قلبم ناآرام!

بگو کدامین کوچه انتهایش دیدار توست؟

+ نوشته شده در  شنبه ششم اسفند 1390ساعت 19:31  توسط ღ✮دخترک دلتنگღ✮  | 

دلم تنگت شده..............


کاش هفت ساله بودم

روی نیمکت چوبی می نشستم

باصدای تو دیکته می نوشتم

تو می گفتی بنویس دلتنگی

من آن را اشتباه می نگاشتم

اخمی بر چهره می نشاندی و من

به جبران

دلتنگی را هزار بار می نوشتم!

 



+ نوشته شده در  سه شنبه دوم اسفند 1390ساعت 10:35  توسط ღ✮دخترک دلتنگღ✮  | 

دوراهی عشق؟؟

 





سخت ترین دو راهی عشق دو راهی بین فراموش کردن و انتظاراست


گاهی کامل فراموش می کنی و بعد می بینی که باید منتظر می ماندی


و گاهی آن قدر منتظرمی مانی که می فهمی زودتر از این ها باید فراموش می کردی


+ نوشته شده در  دوشنبه یکم اسفند 1390ساعت 18:5  توسط ღ✮دخترک دلتنگღ✮  | 

نمیدانم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟


نمیدانم چرا چشمانم گاهی بی اختیار خیس میشوند...


میگویند حساسیت فصلی است


آری من به فصل فصل این دنیای بی تو حساسم..


+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم بهمن 1390ساعت 10:19  توسط ღ✮دخترک دلتنگღ✮  | 

""حس نبودن""


 

   دلتنگی حس نبودن کسی است

 

  که یکباره تمام وجودت تمنای بودنش را میکند..

 


                                                             


+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم بهمن 1390ساعت 20:14  توسط ღ✮دخترک دلتنگღ✮  | 

""دوستت دارم""



ای عزیز دل ... دوستت دارم ... نه فقط به خاطر چراغانی چشمانت

 به خاطر تمام آنچه بر من ارزانی داشتی ...



عشق را ... چگونه بودن را ...

دوستت دارم ، و همیشه خواهم داشت ...



قشنگ نازنين من كه تو باشي ديگر از هيچ نگاه هراساني هراس ندارم

قشنگی دوست داشتن را ، سرمشق دلها مي كنم .

تا تو هستي دلم براي كسي تنگ نمي شود . 

عزيزم تا هستي با ياد تو زندگي برايم خوشبختي بزرگ است .

مرا هميشه و همه جا در كنار خود احساس كن . كه من هميشه كنار توام .


به دستهايت علاقه و حس بخصوصی دارم چون لبريز از محبت اند .

                        دوستت دارم و دلم به اندازه بغض آسمان ابری پاییز برایت تنگ شده است


+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم بهمن 1390ساعت 11:25  توسط ღ✮دخترک دلتنگღ✮  | 

تا حالا شده؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟








شده بعضي وقتا يهو ديگه دوستش نداشته باشي؟

 

به خودت مي گي اصلاً واسه چي دوستش دارم؟

مگه کيه؟

 

مگه واسم چيکار کرده؟

 

مگه چي داره که از همه بهتر باشه؟ ... ... ...

اصلاً من که خيلي از اون بهترم...

بعد به خودت مي خندي که اصلاً واسه چي اينقدر خودتو اذيت کردي؟

يهو، يهيزي يادت مياد....

يه چيز ِ خيلي کوچيک.

 

همين کافيه تا به خودت بياي و مطمئن بشي که نمي توني فراموشش کنی

 

+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم بهمن 1390ساعت 12:3  توسط ღ✮دخترک دلتنگღ✮  | 

"خوش به حال فرهاد"



خوشا به حال فرهاد که در حسرت شیرین بیستون را کند....


لاقل بگو من به خیال دل تنگی هایت کدام کوه را سیقل دهم؟


+ نوشته شده در  جمعه چهاردهم بهمن 1390ساعت 23:27  توسط ღ✮دخترک دلتنگღ✮  | 

""تحمل کردن""












تحمل کردن قشنگه

اگه قرار باشه یه روزی به تو برسم

انتظار آسونه

اگر قرار باشه دوباره تو رو ببینم

زندگی شیرینه

اگه قرار باشه دستاتو تو دستام بگیرم

مشکلات حل میشه

اگه قرار باشه روزی به پات بمیرم

اشکهام به لبخند تبدیل میشه

اما بدون دوستت دارم

از پشت این همه فاصله

از پشت این همه حرف

دوستت دارم تا بی نهایت عشقم

+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم بهمن 1390ساعت 18:57  توسط ღ✮دخترک دلتنگღ✮  | 

وقتی دلتنگیییییییییییی





وقتی دلتنگی این خاک توی لحظه هام می شینه


تو میری شاید که فردا رنگ بهتری بیاره


ابر دلگیر گذشته آخرش یه روز بباره


ولی من می مونم اینجا با دلی که دیگه تنگه


می دونم هر جا که باشم آسمون همین یه رنگه

+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم بهمن 1390ساعت 12:0  توسط ღ✮دخترک دلتنگღ✮  | 

یکی را دوست میدارم؟؟؟


 

 


يكي رادوست مي دارم ولي او باورندارد.

يكي را دوست مي دارم همان كسي كه شب و روز به يادش هستم و لحظات سرد زندگيم

رابا گرماي عشق او ميگذرانم!

يكي را دوست مي دارم كه ميدانم هيچگاه به او نخواهم رسيد وهيچگاه نمي توانم

دستانش رابفشارم!

يكي را دوست مي دارم , بيشتر از هر كسي , همان كسي كه مرا اسير قلبش كرد!

يكي را دوست مي دارم , كه ميدانم او ديگر برايم يكي نيست ,او برايم يك دنياست!

يكي را براي هميشه دوست مي دارم , كسي كه هرگز باور نكرد عشق مرا!

كسي كه هرگز اشكهايم را نديد و نديد كه چگونه ازغم دوري و دلتنگي اش پريشانم!

يكي را تا ابد دوست مي دارم , كسي كه هيچگاه درد دلم را نفهميد و ندانست كه اودراين

دنيا تنها كسي است كه در قلبم نشسته است!

يكي را در قلب خويش عاشقانه دوست مي دارم, كسي كه نگاه عاشقانه ي مرا نديد و

لحظه اي كه به او لبخند زدم نگاهش به سوي ديگري بود!

آري يكي را از ته دل صادقانه دوست ميدارم , كسي كه لحظه اي به پشت سرش نگاه

نكرد كه من چگونه عاشقانه به دنبال او ميروم!

كسي را دوست مي دارم كه براي من بهترين است, ازبي وفايي هايش بگذرم براي من

عزيزترين است!

 يكي را دوست مي دارم ولي هرگزاين دوست داشتن را باور نكرد!

نمي داند كه چقدر دوستش دارم , نمي فهمد كه او تمام زندگي ام است!

يكي را با همين قلب شكسته ام , با تمام احساساتم , بي بهانه دوست مي دارم!

كسي كه با وجود اينكه قلبم را شكست,اما هنوز هم دراين قلب شكسته ام جا دارد!

يكي را بيشتر از همه دوست مي دارم , كسي كه حتي مرا كمتر از هر كسي  نيز دوست

نميدارد!

يكي را دوست مي دارم با اينكه اين دوست داشتن ديوانگيست اما.................

من ديوانه وارتنها او رادوست دارم!

كاش روزي بفهمي كه چقدر دوستت دارم!!!!!

            
                  

+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم بهمن 1390ساعت 10:56  توسط ღ✮دخترک دلتنگღ✮  |